غمکده






منوی وبلاگ
علی

درباره : ---
پروفایل مدیر :علی
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
 دلتنگی
 خستگی..
 پیامک عاشقانه و غمگین
 پیامک عاشقانه و غمگین 2
 پیامک عاشقانه و غمگین 3
 خستگی
 ۱۳۸٩/۳/۱٦
 انسانیت
 درد بی کسی
 ۱۳۸۸/۱٢/۱

موضوعات وبلاگ
خستگی(٢)
دلتنگی(۱)
خدا(۱)
انسانیت(۱)
عجب صبری خدا دارد(۱)
تماس(۱)
دکتر شریعتی(۱)
دل نوشته(۱)
جملات عاشقانه(۱)
داستان های کوتاه(۱)
یادداشتی از طرف خدا(۱)
داستان عبرت آموز(۱)
تنهاو غمگین(۱)
داستان عبرت اموز(۱)
جملات غمگین(۱)
داستان های کوتاه و عبرت آموز(۱)
نامه ای بسیار زیبا و عاشقانه از ویکتور هوگو(۱)
نیایش با خدا(۱)
داستان های کوتاه وتاثیر گذلر(۱)
درخت و برگ(۱)
جملات و پند های قشنگ 2(۱)
دانلود کتاب اشعار شاملو(۱)
دانلود گفتار و پند بزرگان(۱)
دانلود کتاب ضرب المثل(۱)
دانلود وصیت داریوش کبیر(۱)
دانلود کتاب داستان ها و پند ها(۱)
دانلود تمام کتابهای دکتر علی شریعتی(۱)
دانلود کتاب راز های ارد بزرگ و پائولو کوئلیو(۱)
دانلود کد های جاوا برای وبلاگ نویسان(۱)
دانلود زندگی نامه کورش کبیر(۱)
دانلود کتاب در زمینه پزشکی و سلامت(۱)
دانلود کتاب های صادق هدایت(۱)
دانلود کتاب فرشتگان و شیاطین(۱)
دانلود کتاب اختراعات عجیب(۱)
دانلود کتاب داستان ماهی سیاه کوچولو(۱)
دنلود کتاب گزارش قتلها و اعترافات سعید امامی(۱)
دانلود آلبوم جدید مجید خراطها ( با حجم بسیار کم )(۱)
چند تکه(۱)
نامه یک دختر زشت به پروردگار خویش(۱)
نامه عاشقانه(سلام)(۱)
خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را ، بس کن تو ظلمت را(۱)
دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای(۱)
چند تا داستانک(۱)
پیامک عاشقانه و غمگین(۱)
پیامک عاشقانه و غمگین 2(۱)
پیامک عاشقانه و غمگین 3(۱)
مرگ(۱)

صفحات وبلاگ

آرشیو وبلاگ
بهمن ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
آبان ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
تیر ۸٧
فروردین ۸٧


نویسندگان وبلاگ



لینک دوستان
پرستار کوچولو
دنیای اس ام اس
دوست داشتنی ترین وبلاگ ایرانی
غمگین ترین آهنگها
فرشتگان شهر
قشنگترین عشق دنیا
طنز و عکس
انسانم ارزوست
پرواز را به خاطر بسپار
تو را من چشم در راهم
همراز
آزاده - تنها
تبلیغات وبلاگی
مجنون تنها
دین پژوهی
حامد بلاگ
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

آمار و خروجی
  rss 2.0  

New Page 5




لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

دلتنگی

دلم تنگ است

از این تنهایی غمناک و بارانی

خدا وندا ، خداوندا ...تو میدانی

نشسته بر تن دردم                                             

میان عمق بیماری

بدون یار و همدردم

خداوندا تو یارم باش

میان این شب سردم

بیا امشب کنارم باش

نمیدانم چرا اینگونه تنهایم

نه در خوابم نه بیدارم

نه رویایی دگر در قلب خود دارم

نشسته بر تن دردم

دگر از عشق دلسردم

نگاهم خواب آلوده

تنم داغ و تب آلوده

میان مستی این درد

فقط در فکر یک همدرد

شکسته بال و زخمی پر

به هر سویی زنم من سر

خداوندا در این دنیا چه تنهایم

بدون تو میان عمق غمهایم

خدا وندا تو یارم باش

بیا امشب  کنارم باش...

...


خستگی..

خسته ام...

 

خسته ز فردایی دگر


از غزل از این غروب بی سحر


خسته ام از این به ظاهر مردمان


خسته از کابوس تکرار زمان

خسته ام از واژه ها از این غروب جمعه ها


خسته ام از روزگار از این سرای تنگ و تار

خسته ام از این همه فریاد اما بی جواب


تا سحر بیداری و نالیدن از بخت خراب

خسته ام از تیرگی از این سراپا کهنگی


خسته ام از بودنم از بی کسی سرودنم

خسته ام از غصه ها از این سقوط بی صدا

خسته ام از شکوه ها از خاکیان بی وفا


خسته ام از این خزان ازغربت تلخ زمان


خسته ام


از خلقتم از این عروسک بودنم


خسته ام از بند ها در دست این نا مردها


خسته ام گنگم پریشانم دگر


در غروب تیرگی مردم دگر


آه من مردم دگر....

...


پیامک عاشقانه و غمگین

 برایت چه بنویسم از مهری که در رودخانه قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در دلم غوغایی به پا کرده و از اوراقی که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جای داده "ای مهربانترین" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو یاد توپر کرده ام و سر انجام به زیباترین نکته هستی رسیده ام

 ..................................

 حتی طولانی ترین شب ها هم به خورشید می رسند!صبور باشیم...

 ...................................

 

 چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو...پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟
گوش گوش دوتا گوش ، یه دست باز یه آغوش...بیا بگیر قلبمو ، یادم تورا فراموش
چوب چوب یه گردن ، جایی نری تو بی من!...دق می کنم میمیرم ، اگه دور بشی از من
دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا...یادت میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا
من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق...

 ........................................

 ازخداوندچیزی رابرایت میخواهم که جز خدادرباورهیچ کس نگنجد

..........................................

 

چگونه در این چشم های زیبا
جا داده ای
این همه دروغ را؟!

...................................... 

 شده بخوای بخوابی تاپ تاپ قلبت نزاره؟
فکر کنی خدایا اونم خوابیده یا که بیداره؟!
شده بی خوابی بگیری صد هزارتا نقشه
دنبال بهونه باشی که اون و فردا ببینی
شده شب که سر می زاری آرزو کنی بمیری
دم دم های صبح که میشه نفرینات و پس بگیری
شده با خاطره ی من جلوی آینه بشینی
گر بگیره تن لبهات جای دستام و ببینی

 .........................................

دوباره شب.دوباره تنهایی و خودکاری که با همه ابرهای عالم هم پر نمی شود.

دوباره شب.دوباره یادتو که این دل تنها را بیدار نگاه داشته است

 .......................................

نه شاهزاده ی یونانی ام نه شاخه زیتونی بر دست دارم
و نه مملکتی که پیشکش کنم
تنها میدانم آآآآآآه  ای
خدای من !!…

......................................

دوستت دارم

دوستت دارم

شاهدی ندارم

جز کوچه پس کوچه های خلوتِ دل!

 ..................................

این روزها ،دوست دارم تورا داشته باشم -

تا اینکه ،تورا دوست داشته باشم

 ...................................

( نوشتم دوستت دارم ، پرانتز را نبستم ، بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد . . .

 .................................

گفته بودی : یا تو یا هیچکس !

ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم

که این روزها هیچکس هم برای خودش کسی است

کسی حتی مهم تر از من . .

 ......................................

 آرزو می کنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق خوشبختی هستی . .

 .......................................

 دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/کمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی

 .......................................

دلم بهانه میکند طلوع دیدن تو را / تا به کجا دلم کشد حسرت دیدن تو را ؟

 .......................................

آرامتر سکوت کن ، صدای بی تفاوتی هایت آزارم میدهد !ا

 .........................................

به دل میگم شب یا سحر یادش نکن / دلم میگه دیونشم ، تو هم فراموشش نکن

 .........................................

نگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم

 .........................................

 تو شبهای دل واپسی فکر نکنی که بی کسی / حتی تو اوج غربتم واسه خودم همه کسی

 ..........................................

گویند که مردمان غم دیوانه می خورند / دیوانه هم شدیم و غم ما کسی نخورد

 ..........................................

کاش واژه ی حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود که برای بیان کردن دوستت دارم ، نیاز به قسم خوردن نبود

 .........................................

دیروز میمردند و فراموش میشدند آرام آرام ، امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم

 ..........................................

مهربانم ٬ ای خوب
یاد قلبت باشد ٬ یک نفر هست که این جا
بین آدمهایی ٬ که همه سرد و غریبند با تو
تک وتنها ٬ به تو می اندیشد

 .......................................

نمیگویم فراموشم نکن هرگز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که میدانی نخواهی رفت از یادش

 

...


پیامک عاشقانه و غمگین 2

 

 خدایا خون دل خوردن چه سخت است / غریبی گوشه ای مردن چه سخت است

 

.............................. 

  

برای عزیزترین یاور لحظه هایم در غریبانه ترین لحظه تنهایی خویش چشمهایم را تقدیم میکنم، تا هیچگاه به پاکی دوستیمان شک نکند

...............................

قسم به فصل هستى به بلندی و پستى
به خدایی که می پرستى به زمینى که نشستى
عزیز من تو هستى

................................. 

 

خوشت بیاد خوشت نیاد ، اشک غم از چشات بیاد
اون سر دنیا هم که بری ، این دل من باهات میاد !

................................. 

 

اگر میخواهی خوشبخت باشی ، جز آنکه برایت مهیاست ، آرزو مکن . . .

.................................

زمستان هیچ وقت ماندنی نیست ، حتی اگر تمام شب ها یلدا باشد . . .

 ..................................

در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم ، که هرگز اتفاق نیفتاد . ..................................

بگذارید و بگذرید ، ببینید و دل مبندید

چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت . . .

.................................. 

 

در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

.......................................

مهربانیت را به دستی ببخش که میدانی با او خواهی ماند وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد .

 .....................................

 

خدایا دلم گرفته ، میان این همه آرزوها ، دلتنگ ترین بنده ات را دریاب . . .

 .....................................

اس ام اس یعنی آروم توی قلبها سرک بکشی و با زبون بی زبونی بگی به یادتم

..................................... 

 

با تو بودن برایم عادتی ساخت که بی تو بودن را هرگز نتوانم

 ....................................

 

 واسه مشق شبت صد بار بنویس، اونی که یادش نمیکنی به یادته

 

..................................... 


من و مهتاب و شب و هوای عالی / عزیزم جای تو خالی / عطر گل پر شده باز تو این حوالی / من به یاد تو خوشم تو در چه حالی ؟

.................................... 

 


می نویسم این پیامک را به دوست

ای پیامک صورت او را ببوس

 

 ......................................

 

کاش وقتی آسمان بارانیست  چشم را با اشک باران تر کنیم
کاش وقتی که تنها می شویم ، لحظه ای یاد یکدیگر کنیم

.......................................

 

هرگاه در وادی زندگی
از غروب غم های بی عاطفه خسته شدی
به یاد من باش
که دلم به یاد توست

 ....................................

 

 

تا دنیا دنیاست تو بمون کنارم . من هیچ کسو غیر تو دوست ندارم
تا دنیا دنیاست دل من فداته . اون دلی که عاشقه خنده هاته

 ...................................

 

ای کاش  دوستی ما آدمها مثل دوستی چشم و دست بود، که وقتی دست درد میگیره چشم اشک میریزه ، و وقتی چشم اشک میریزه دست پاک میکنه

..................................

الهى خودت آگاهى که دریاى دلم را جزر و مد است یا باسط بسطم ده و یا قابض قبضم کن . . .

شرط دل دادن دل گرفتنه وگرنه یکی بی دل میشه و یکی دو دل !

 

 .....................................

 

غریبی می دهد آزارم امشب، دوباره تشنه ی دیدارم امشب، فضای چشمانم باز ابریست، هوای از تو گفتن دارم امشب

 

 ...................................

 

نمیدانم چه باید کرد با این قلب آشفته.

به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم...

 ..................................

 

شاید نتوان به گذشته بازگشت و یه آغاز ساخت

ولی میتوان هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت

 ...................................

 

 همچون باران باش، رنج جدا شدن از آسمان را

در سبز کردن زندگی جبران بکن...

....................................

امیدوارم امشب که می خوابی

سفر زیبایی داشته باشی به دنیای رویاها

عزیزترینم ، تا برگردی به انتظارت بیدار میمونم . . .

شبت بخیر

................................... 

 

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی / عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی / من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم / تو از دل من هیچ خبر دار نباشی .

.................................... 

 

بی پنجره ای ، غریبه ای  در وهمی / عشق است اگر از آن نداری سهمی / فهمیدن عشق عاشقی می خواهد / یک روز بزرگ می شوی می فهمی .

 ...................................

 

انقدر از زندگانی دلگیر و دلسردم که روزی اگر بمیرم مر گ خود را جشن می گیرم

 ...................................

 

دلم تنهای تنهاست دیگه از همه سیره / ولی با همه درداش برای تو میمیره

 

 

زیباترین آغاز را با تو تجربه کردم، پس تا زیباترین پایان با تو می مانم

...


پیامک عاشقانه و غمگین 3

 مهم نیست که در زندگی چه داری، بلکه مهم اینست که چه کسی را داری

 ...................................

 گرمترین احساسات رانصیب کسی کن که درسرد ترین لحظه ها به یاد توست

....................................

اگه روزی خواستی بگی دوست ندارم ، آروم آروم بگو تا آهسته آهسته بمیرم .

 ...................................

 

 به کوتاهی لحظات با هم بودن منگر ، به وسعت لحظاتی نگاه کن که به یادت هستم .

..................................... 

 

 

تمام دارایی من رنجی است که از دوری تو میکشم .

..................................... 

 

 

عاشقانه دوستت خواهم داشت بی انکه بخواهم دوستم داشته باشی و عاشقانه در غم تو خواهم مرد بدون انکه بخواهم در مرگم اشکی بریزی.

 .....................................

 

 

نمیگویم فراموشم مکن...هرگز
ولی گاهی بیاد آور
رفیقی را که میدانی
نخواهی رفت از یادش..

 .....................................

 

باز باران بارید، خیس شد خاطره ها، مرحبا بر دل ابری هوا

 ....................................

 

هرکجا هستی باش، آسمانت آبی

 

و تمام دلت از غصه دنیا خالی...

....................................... 

  

ای ماه که آسمان خانه ی توست، به یارم بگو که یار دلدارت دیوانه توست.

 ......................................

  

یادت باشه یادتو به یادم میمونه / یادی کن که یاد ما هم به یادت بمونه  . .

..................................... 

  

همین امروز دوستم بدار ، شاید فردائی نباشد . .

..................................... 

  

من کویر خسته ام نوئی نم نم بارون / دلم برات تنگ شده کجائی ای مهربون . . .

....................................

 

بازهم امشب زیرلب صدایت می کنم اشک میریزم دوچشمم رافدایت می کنم در نگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام هرچه می خواهی بگومن هم دعایت میکنم

 ...................................

 

سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند،به یاد روزهایى که بودنت را نفهمیدم

.....................................

در غوغای زندگی،تا سکوت مرگ دوستت دارم!تاوان هر چه باشد: باشد.

 ......................................

 

من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم،نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم...!

 ......................................

 

بیا تا پرواز اعتماد را با هم تجربه کنیم وگرنه میشکنیم بال های دوستیمان را...

 .....................................

 

همه وقتی از زندگی خسته میشن میگن خدا نفسمو بگیر ، ولی من هیچوقت اینو نمی تونم بگم، آخه تو نفس منی...

 .....................................

 

من از این فاصله ها دلگیرم ، بی تو اینجا چه غریبانه شبی میمیرم، ساعت گریه و غم هیچ نمی خوابد و من در الفبای زمان خسته ی این تقدیرم

 ........................................

 

یک شب ، یک روز .. تا چند باید بشمارم تا تمام شود این شب ها و روز ها، خیلی مانده خدا؟

 .........................................

 

ای سزاوار محبت، ای تو خوب بی نهایت، همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت... به خدا دوست داشتن تو هم یه عشقه هم یه عبادت...

 ..........................................

 

آنکه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین، چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین...

..........................................

 

خداوندا تو ستاری ، همه خوابن تو بیداری ، به حق خواب و بیداری ، عزیزم را نگه داری

 ..........................................

 

غار غار خبر دار ، دلم شده بی قرار ،  دلمو نبر اینجوری ، دوست دارم بد جوری

 .........................................

 

لالا لالا نخواب عشقا رو کشتن / چه قدر سنگای بی رحمی درشتن / تموم یارای نزدیک دیروز / همه رفتن مارو تنها گذاشتن

 ........................................

 

کی دوست داره ؟ هیچکس

کی برات میمیره ؟ هیچکی

کی دیونت میشه ؟ هیچکس

کی فدات میشه ؟ هیچکس

میدونی من کیم ؟ من همون هیچکسم

 .........................................

 

تمام دارایی من رنجی است که از دوری تو می کشم

 ..........................................

 

عاشقانه دوستت خواهم داشت بی آنکه بخواهم دوستم داشته باشی و عاشقانه در غم تو خواهم مرد بدون آنکه بخواهم در مرگم اشک بریزی

 .......................................

 

کسی باش که عمری با تو بودن یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن یک عمر باشد

.......................................

 

عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن و از بین همه دلتنگ یکی شدن

....................................... 

 

اگه روزی خواستی بگی دوستم نداری ،  آروم آروم بگو تا آهسته آهسته بمیرم

....................................... 

 

می نویسم خاطرات از روی درد / تا بدانی دوریت با من چه کرد

........................................

 

بودنت هدیه ای است برای قلب کوچکم و آرزوی من شادی دل رویایی توست

........................................  

دریا باش تا بعضی ها از با تو بودن لذت ببرند ، و بعضی ها که لیاقت دیدنتو ندارن ، غرق شوند...

 

.........................................

از دور برایت گلی میفرستم که نامش سلام و بویش عطر دوستی و پیامش غم دوری توست...

.......................................... 

تقدیم به کسی که کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زیستن میدهد . . .

 ........................................

 

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست ، لحظه های دیدار با همه زیبائی گاه پر از دلتنگی است

 ......................................

 

هیچ وقت فکر نکن تو دنیا تنهایی...

به این فکر کن یه تنهایی هست که تو براش یه دنیای...

 ......................................

برای نبودنت گلایه نمیکنم چون تا نبودنت نباشه، لذت بونت احساس نمیشه

........................................ 

 

به جنونم می کشانی وقتی که در تکرار کوتاه یک دیدار، به رفتن می اندیشی

........................................... 

 
حالا که رفته ای

این روزها دلتنگم

دلتنگم که رفته اند


آن روزها

 .........................................

 

نقاش نیستم ! اما تمام لحظه های بی تو بودن را درد میکشم

........................................... 

خورشید خاموش ، ستاره روشن

آسمان آبی خاموش ، آسمان سیاه روشن

همه چیز اماده ست که توی خواب امشب

تو رو توی رویاهام ببینم

بهانه بیدار شدنم ، شبت به خیر

 ..........................................

 

ای کاش کنارت بودم تا زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم

و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد

شبت به خیر عزیزم

 ..........................................

 

باز هم شب شدو  و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

..........................................

امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند

اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار

شب به خیر

 

باز صدا می زنم تو را

امشب بازم میسپارمت به اون کسی که تو دیار بی کسی

بین همه دلواپسی مونس و همدمم بوده تو رو به من هدیه داده

شب به خیر بهانه زندگی

 ....................................

 

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا

 .....................................

  

گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود

 

...


خستگی

خسته ام

از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم

آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز

وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار خسته ام

 

 

دنیا

*دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده   * انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده  *  دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده  *  تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده *  هر شب تو رویای خودم آغوشت رو تن می کنم * آینده این خونه رو با شمع روشن می کنم * در حسرت فردای تو تقویمم رو پر می کنم * هر روز این تنهایی رو فردا تصور می کنم * هم سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست *  اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

...................................................

 آرام بخواب قلبم

دلم آرام باش امشب،چرا از غصه لبریزی
چرا از دوری قلبی،به دامن اشک می ریزی
دلم آرام باش امشب،از این دنیا چه دیدی تو
به یاد عشق ِ دیرینت،دگر امشب چه آوازی؟
دلم دیدی که یارم رفت و تو تنها شدی بازم؟
دلم دیدی که دلبر هم چه سازی کرد با رازم؟
مشو غمگین که در دنیا،مرام عاشقی مرده
دلم تنها ی تنهایی ،دگر نشکن دل نازم
دلم تنها بخواب امشب،هوا نمناک و بارانیست
کسی یادت نبود و نیست،بخواب این خواب پایانی ست
تو می میری دل نازم ،رها خواهی شد از دنیا
به آرامی برو قلبم،بدان این قصه رویا نیس

 

......................................................

باغبان 

باغبانی پیرم
که به غیر از گلها ، از همه دلگیرم
کوله ام غرق غم است
آدم خوب کم است
عده ای بی خبرند
عده ای کور و کرند
و گروهی پکرند
دلم از اینهمه بد می گیرد
و چه خوب....
.
.
.
آدمی میمیرد

........................................

ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد!
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند.
همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی  با صدایی  آرام و مطمئن می خواند

که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا

 

...


 

شوخی


دانش آموزی همراه پروفسوری از دانشگاهی که در آن درس میخواند، قدم میزد. همین که کمی دور شدند یک جفت کفش کهنه میبینند که متعلق به کشاورز فقیری بود. پسر فکری به ذهنش میرسد و به پروفسور میگوید: بیا کفش های این مرد را برداریم و پشت آن بوته ها قایم شویم و ببینیم عکس العمل این مرد چیست.
پروفسور گفت من فکر بهتری دارم. به جای اینکه کفش هایش را برداری در هر لنگه یک سکه بگذار و بعد منتظر بمان و ببین چه میشود.
پسر همین کار را کرد. وقتی کشاورز آمد و پایش را درون کفش کرد متوجه چیزی شد. سکه را برداشت داخل جیبش گذاشت و بعد زانو زد و رو به آسمان کرد و با صدای بلند از خداوند تشکر کرد و در همان حین از بیماری همسرش و از نداشتن نان برای سیر کردن شکم بچه هایش صحبت کرد. و از دستان بخشنده ی آن ناشناس به خاطر نجات دادن به موقع زندگی اش تشکر کرد.

پسر که این صحنه ها را دید تحت تاثیر قرار گرفت. پروفسور رو به پسر گفت: "حالا این احساس، بهتر از آن کاری که اول میخواستی انجام بدهی نیست؟

پسر گفت: " شما درسی را به من دادی که هیچ وقت فراموش نمیکنم. حالا معنی آن کلمات را میفهمم که قبلا از درک آن عاجز بودم. "دادن (بخشش) خیلی زیبا تر و خداپسندانه تر از گرفتن است

...........................

 

داستان قبر پولدار و خانه فقیر

 

 

جمعی تابوت پدری را بر دوش می بردند، و کودکی همراه با آن جمع ، نالان و گریان می رفت و در خطاب به تابوت می گفت :آخر ای پدر عزیزم ، تو را به کجا می برند ؟ تو را می خواهند به خاک بسپرند . تو را به خانه ای می برند که تنگ و تاریک است و هیچ چراغی در آن فروزان نمی شود، آنجا خانه ای است نه دری دارد و نه پیکری و نه حصیری در آن است و نه طعام و غذایی . پسرکی فقیر به نام جوحی که با پدرش از آنجا می گذشت و به سخنان آن کودک گوش می داد به پدرش گفت: پدر جان ، مثل اینکه این تابوت را دارند به خانه ما می برند . زیرا خانه ما نیز نه حصیری دارد و نه چراغی و نه طعامی

...............................

 

یه روز تو بازار تره بار شهری
یه پیر مرد میره کنار یه میوه فروشی و بهش میگه ، من پول ندارم
اگه میشه بخاطر خدا یه خیار به من بدین تا گرسنگیم رو رفع کنم.
فروشنده هم کلی میگرده و بعد از چند دقیقه یه خیار له شده میندازه تو دست اون پیرمرد
پیر مردم راهش میگیره و میره کنار
پول از تو جیبش بیرون میاره و دوباره میره سراغ فروشنده
اینبار بهش میگه با این پول چند کیلو خیار به من بده
فروشنده هم طبق معمول خیار خوبی رو میاره و به مشتری میده.
تو اون لحظه پیر مرد که خیار له شده رو پشتش قایم کرده بوده بیرون میاره
و رو به آسمون میگه خدایا این قیمت توست و این قیمت پول
و گریه میکنه

..............................

     پاداش نیکی

فلمینگ کشاورز فقیری از اهالی اسکاتلندبود. روزی برای امرار معاش بیرون رفته بود که از باتلاقی در مسیرش صدای درخواست کمک شنید وسایلش را روی زمین انداخت و به سمت باتلاق دوید .

پسری تا کمر در باتلاق فرو رفته بود وحشت زده فریاد می زد و تلاش می کرد تا خودش را ازاد کند .

فلمینگ اورا از مرگی تدریجی ووحشتناک نجات داد .

روز بعد کالسکه ای مجلل به منزل محقرفلمینگ امد . مردی اشراف زاده خودرا پدر پسری معرفی کرد که فلمینگ نجاتش داده بود . اشراف زاده گفت :می خواهم جبران کنم ؛شما زندگی پسرم را نجات دادی 

فلمینگ گفت : من نمی توانم برای کاری که انجام دادم پولی دریافت کنم  .

 در همین لحظه پسر فلمینگ وارد کلبه شد . اشراف زاده پرسید  : پسرشماست

کشاورز گفت : بلی 

اشراف زاده گفت : با هم معامله  میکنیم اجازه بدهید اورا همراه خودم ببرم تا تحصیل کند اگر شبیه پدرش باشد به مردی تبدیل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد .

پسرفلمینگ از دانشگاه پزشکی در لندن فارغ التحصیل شدو همین طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الکساندر فلمینگ ؛ کاشف پنی سیلین مشهور شد .

سالها بعد پسرهمان اشراف زاده به ذات الریه مبتلا شد فکر میکنید چه چیزی نجاتش داد ؟ پنی سیلین    

 

...



جديدترين قالبهاي بلاگفا


جديدترين کدهاي موزيک براي وبلاگ